زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با سر مطهر برادر در کوفه
نماز عشق شکسته نخوانده بودم و خواندم قنوت، بازوی بسته نخوانده بودم و خواندم زنی ز هاشمیان تا کنون اسیر نبودهست دعا به ناقه نشسته نخوانده بودم و خواندم به دوش، جسم دو دختر، نبرده بودم و بردم ز کینه سنگ ز شامی نخورده بودم و خوردم به قتلگه به من و دخترت چه شد، دیدی که زندهزنده کنارت نمرده بودم و مُـردم به شب میان بیـابـان نرفـته بودم و رفـتم به جستجـوی یتـیـمان نرفته بودم و رفتم نخفته بودم و خفتم به روی خشت خرابه به کوفه گوشۀ زندان نرفته بودم و رفـتم هـزار رنگ پـریـده نـدیـده بـودم و دیـدم شفـق به مـاه چکـیـده ندیـده بودم و دیـدم نـدیـده بـودم و دیدم محـاسـنت در خـون به داس یـاس بـریـده نـدیـده بودم و دیدم به کوفه جای به زندان نکرده بودم و کردم به شام، خانه به ویران نکرده بودم و کردم نگـفـته بودی و گـفـتی اذان ز مـأذنۀ نی به نیزه گوش به قرآن نکرده بودم و کردم |